تبليغاتX
سایه مطهر

سایه مطهر

سایه مطهر 2 ساله شد البته دیروز نه امروز.نمی دانم چرا با  آنکه تمام راه چاره های مشکلاتم را میدانم به آن عمل نمی کنم.نمی دانم چرا من و گروهی شبیه من میدانند یک برنامه ریزی خیلی کوچولو  می تواند تمام مشکلاتشان را حل کند و احساس خوبی به آنها بدهد ولی باز بی برنامگی میکنیم.گه گاه از این بی برنامگی علاوه بر مشکلات روحی و استرس مشکلات جسمانی هم به آن اضافه میشود.یعنی یک آپ کردن چقد وقت منو  میگیره که اینقد دیر آپ میکنم.تا جایی که باعث میشه یه روز تولد سایه مطهر رو دیر جشن بگیرم.باید اعتراف کنم آدم بی برنامه ای شده ام.دلم برای تمام دوستان وبلاگیم تنگ شده ولی دست خودم نیست.

                                            وبلاگ سایه مطهر 2 سالگیت مبارک

                          


نوشته شده در یکشنبه هفدهم اردیبهشت 1391ساعت 12:4 توسط مطهره|

قصد داشتم از 365 روز شمارش کنم و برسم به امروز اما دلم نیامد 364 روز را با امروز شریک کنم . می گویند فرشته ها چون همتا ندارند و تک هستند با ارزش هستند و راست گفته اند با ارزشترین ها همیشه تک بوده اند .

ساعتها و روزها دنیای اینترنت ، کتابها و همه زیبایی های عالم را جستجو کردم تا بتوانم بهترین را در وصف تو بگویم و بنویسم اما هر چه بیشتر گشتم ، خواندم و دیدم ناتوان تر خود را یافتم و فهمیدم زیباترین های دنیا در برابر زیبایی قلب تو بی ارزش هستند ، چون فرشته ها وصف توصیف ندارند و زبان و قلم عاجز در مقابل آنها .

فرشته بی همتای زندگی من مطهره عزیز تولدت مبارک

 

نوشته شده در پنجشنبه دهم فروردین 1391ساعت 0:0 توسط همکلاسی|

ز کوی یار میآید نسیم باد نوروزی        از این باد ار مدد خواهی چراغ دل برافروزی 

به صحرا رو که از دامن غبار غم بیفشانی         به گلزار آی کز بلبل غزل گفتن بیاموزی

امشب شب آخر سال ۱۳۹۰ و شب آرزوها است ، کلی فکر کردم اما دیدم آنقدر آرزو دارم که با یک شب نمی توان گفت . بهتر بود بنویسم تا بتوانم بهترین را پیدا کنم اما یکی یکی خط زدم و در آخر فقط یک کلمه در دفتر آرزو ها خط نخورده باقی ماند و آن ... بود .

هر کس میتواند به جای این نقطه چین کلمه ای بنوسید . نقطه چین آرزوی شما با چه کلمه ای پر می شود ؟

سال نو بر همه شما مبارک ، سال نو مبارک فرشته نازنینم .

زندگی وزن نگاهی است که در خاطر ما می ماند

نوروز جشن نکوداشت نگاه تو ست پس نوروز بر تو فرخنده باد

نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم اسفند 1390ساعت 23:20 توسط همکلاسی|

                                   

"کوک کن "ساعت خویش!!

اعتباری به خروس سحری نیست دگر!

دیر خوابیده و برخاستنش دشوار است....

" کوک کن" ساعت خویش!!

که موذن،شب پیش دسته گل داده به آب

و در آغوش سحر رفته بخواب!

و در این شهرسحر خیزی نیست؛

و"سحر" نزدیک است

نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم بهمن 1390ساعت 19:47 توسط مطهره|

گه گاه آدم خودش کاملا می داند که کاری که می خواهد انجام بدهد یک کار نادرست است.نه اینکه کاملا نادرست ولی می داند زیاد عقلانی نیست .ولی از آنجایی که قلباً تصمیم میگیرد به دنبال یک توجیح میگردد که عقلش را راضی کند .این چند روز هر روزه تفالی به حافظ میزنم.هر روز سخن حافظ با عقلم یکی می شود و نمی دانم چطور باید فرار کنم....

سینه مالا مال درد ای دریغا مرحمی               دل زتنهایی بجان آمدخدایا همدمی

روح غزل:

ظاهرا احساس دلتنگی شدیدی میکنید و از آنچه در اطرافتان میگذرد ناراضی هستید.حق دارید زیرا برای شما شرایط فعلی اعجاب آور و دور از انتظار است.اما یادتان باشد که در این شرایط می توانید راه زندگیتان را عوض کنید.

اي سلطان خوبان رحم كن بر اين غريب       گفت در دنبال دل ره گم كند مسكين غريب

روح غزل :

فردي صميمي و يكرنگ هستيد به همين جهت ازبرخوردهاي محافظه كارانه و بازاري ديگران رنج مي بريد. از چهارچوب احساسات بيرون آييد وبا منطق معمولي ديگران سازاگاري داشته باشيد تا از احساس غريبتان كاسته شود.

                                      


نوشته شده در شنبه بیست و دوم بهمن 1390ساعت 12:17 توسط مطهره|

شهر ما از اون شهر هایی است که برف کم میاد.ولی این چند روز حسابی سورپرایز شدیم.وکلی برف بارید حدودا نیم متری می شد.ما هم که برف ندیده.حیاط خونه و زمین روبه رویه خونمون حسابی پر برف شده بود.اتفاقا به علت فارغ شدن عمم و تولد یک  نی نی کوچولو خوشگل .اقوام نزدیک  همه جمع بودیم. و تصمیم گرفتیم بریم برف بازی.درسته من تو برف بازی هیچ استعدادی ندارم.چون نه می تونم برف رو خوب گوله کنم و هم نمی تونم خوب نشونه بگیرم. و همیشه کتک زیادی می خورم و بیشتر فرار می کنم و داد و هوار میکشم.درسته با نتایج امتحاناتم که اصلا خوب نبود خستگی تو تنم موند.ولی گه گاه مثل این جورمواقع می گم  بر پدر مادر هرچی درس و کتاب صلوات.....ولش کن.و کلی کتک خوردیم. و دلی از اضاع در آوردیم. بچه ها گرفتن تو حیاط یک تراکتور درست کردن و خودشون رو هوادار تراکتور سازی اعلام کردن.


       

نوشته شده در دوشنبه هفدهم بهمن 1390ساعت 20:8 توسط مطهره|

به نتیجه رسیدم کاش اینها نبودند....

1.خاطره خوب

2.دل

3.احساس

4.زحمت  بدون نتیجه

خاطره خوبمم منو عذاب میده

دل و احساسم با عقلم می جنگند

زحمتهای بی نتیجه ام ، زندگی را برایم بی معنی می کنند

 دل نوشت: خدایا؟؟؟؟؟ خوبه به این ایمان دارم که عادلی و گرنه زندگی  چه سخت می شد.

نوشته شده در دوشنبه هفدهم بهمن 1390ساعت 0:20 توسط مطهره|

بعد یه غیبت طولانی بابت دروس این ترم آمدم.یه عکس 1 ماه پیش گرفته بودم دلم نیامد نبینینش.پارک نزدیک خونمونه داشتم رد میشدم حوس کردم ثبتش کنم.ویه عکس هول هولکی گرفتم.

دل نوشته دکتر شریعتی که هم دل با من بود :

به روزها دل مبند روزها  به فصل که میرسند رنگ عوض میکنند.با شب بمان شب گرچه تاریک است لیکن همیشه یک رنگ است.

     

نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم بهمن 1390ساعت 15:2 توسط مطهره|

تحصیل در دوران مدرسه و دانشگاه و گرفتن مدارک عالی برای رسیدن به پست و مقام و رسیدن به قدرت .

وارد شدن از دوران جوانی به بازار و یاد گرفتن ترفندهای تجارت برای رسیدن به سرمایه و رسیدن به ثروت و در نهایت قدرت .

استفاده از آشنایان با نفوذ و استفاده پلکانی از آنها برای رسیدن به پست و مقام در دستگاهای دولتی و رسیدن به قدرت .

استفاده از ثروت آبای و اجدادی ، دادن رشوه و خرید افرادی با نفوذ و در اختیار گرفتن تعدادی از این افراد برای رسیدن به قدرت .

استفاده از راندهای دولتی و سوء استفاده از پست و مقام و گسترش دامنه آن برای رسیدن به قدرت .

و هزاران راه دیگر که همه برای رسیدن به یک هدف است و آن رسیدن به قدرت ، رسیدن به هدفی برای بدست آوردن آرزوها که می تواند از ماشین ، خانه ، همسر و زندگی باشد تا بدست آوردن بالاترین پستهای مملکتی .

تمام راه های به یک کلمه ختم می شود ثروت و به دنبال آن قدرت ، راه های مختلفی را برای رسیدن به هدف وجود دارد و هر کس با توجه به توان خود راهی را برای رسیدن به این قله انتخاب کرده . راستی در طول این مسابقه ماراتن  ، بی تفاوت از کناز چند نفر که احتیاج به کمک داشتند رد شدیم وحتی پا بر روی آنهایی گذاشتیم که در طول مسیر زمین افتاده بودند .

یا حق .... همکلاسی

نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم دی 1390ساعت 11:41 توسط همکلاسی|

محرم نه از نگاه چشمهای من بلکه از نگاه لنز دوربینم .

محرم

نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم آذر 1390ساعت 13:37 توسط همکلاسی|


آخرين مطالب
» تولدت مبارک سایه مطهر
» تولدت مبارک فرشته
» آرزوها
» *کوک کن*
» تفالی به حافظ...
» برف
» کاش نبودید....
» پاییز..
» قدرت
» محرم از نگاه لنز دوربینم


Design By : Pichak